دست هایم را خواهم کاشت.

به اشتراک بگذار:

انتخاب با ما نیست!پاسخ برای باورمندان به “او” واضح است.

تحقق بخشیدن به ایران آزاد و برابر، یا به عبارتی برای “زنده بادآزادی و برابری|”، برای “ما همه جا هستیم، آزاد و برابر” و برای “میبوسمت، میبوسمت ای یار یکروز در میدان آزادی” و البته در هر شهر و کوچه و وادی مام وطن، تحقق بخشیدن به همه اینها که نه شعار بلکه سر لوحه کارنامه پر افتخار، پر فراز و نشیب، تاریخمند و پر درد دارما و مارتیاست، انتخاب نیست، انتخابی که با ما نیست.

دموکراسی و لیبراسیم را دوباره نه تجوید بلکه تعریف کنیم. همانطور که قوانین حفظ حریم خصوصی، آزادی بیان، مسئولیت اجتماعی، حقوق شهروندی، ژورنالیسم، همکاری بین المللی، گفتگوی تمدن ها و بسیاری دیگر از تعاریف عمدآ دستکاری شده را تعریف کردیم. همانطور که بارها طرح کردیم با پرسشی ساده: “بخندیم یا گریه کنیم؟” همانطور که نوشتیم: “برقص تا برقصیم” و رقص وموسیقی” را دوباره و تا بینهایت مثبت تعریف کردیم.

نوشتیم و پرسیدیم: “آیا انقلاب ما(؟) انفجار نور بود؟”، نوشتیم و پرسیدیم: “دیگه به چی باید بگیم نه؟” و روحیه پرسشگری از سر “باورمندی”، آگاهی از حقوق شهروندی وانسانی را خلق کردیم. نوشتیم و یادآوری کردیم:” تو کز محنت دیگران بی غمی..” و نه شعار نبود. زندگی نامه و روایتی پردرد نه تنها از زندگی و تجربیات “پر مصائب” یک دگرباش جنسی زن ایرانی کانادای مهندس که روایات متعدد ظلم و جور و قتل عام و دزدی و دروغ و فریب و خشونت و تروریسم و اهریمنی را فریاد زدیم و بیدار باش و برپاخیز دادیم. و در این قیام از خودمان شروع کردیم.

نوشتیم: “دارما و مارتیا مفتخر است که بانو (و نه سفیر که اگر مینوشتیم هم غلط نبود) آزیتا راجی را در کنار خود دارد. نوشتیم بانو و نه سفیر چون این همراهی و همدلی در سکوت از محل ورود حقوق بشر و حقوق شهروندی و نه “سیاست” و نه مقام و مرتبه و رده شغلی بود. نوشتیم چون بر این باوریم که به دستاوردها و باورهای زنی ایرانی تبار که چون خورشید تابید باید افتخار کرد و نه سرکوب و نه انکار.

و همه اینها گرچه به زعم خام برخی دستاوردی شد برای سیاسی انگاری های فعالیت های حقوق بشری دارما و مارتیا اما به اذن “او” و به حکم سند، وسیله و دلیل شد برای انتخاب های “او” که آزیتا راجی باشد، اما آنها نابود.

و همه این همراهی ها و همدلی ها که شمارش آنها از رقم های متصور خارج است، نه از سر بیزاری از پارسه، نه از ناچاری ونه از خیال های خام سودجویانه وبلکه به اذن “او” برای اجرای قانون “او” و برای عدالت گستری و حذف دژخیم و اهریمن از صفحه روزگار بود. … به اذن “او” ناقوس های هنر به صدا در آمدند و شد آنچه باید میشد، گرچه حسینعلی و علی پر کشیدند، اما ابدی شدند.

تاریخ ساز شدیم و از یادآوری این همه تلاش، دلسوزی، زحمت، فکر، اراده، ارائه بی دریغ وقت و جان و مال و دانشمان ناگزیریم تا فراموش نکنیم که جایی که امروز هستیم، دستاورد چه میزان از خلوص و شهادت های بی مرز است. و چرا بر همه باورمندان است که این دستاوردها و آموزه ها را از دل و جان و همواره عزیز بدارند، عزیز بدارند و زندگی کنند این معجزه دستاوردهای بی بدیل و اهورایی را.

و چه پر شمارند آواهایی که از حنجره ها در عبادت، اطاعت، التماس و تسلیم شدن بی “قید و شرط (به) “او در هماوایی با کائنات برپاخیز دادند، اشک ریختند و رقصاندند.

بسا و بسا لعنت به منکرانش، بسا و بسا نفرین به عاملان اهریمن در هر لباس و از هر فرقه و هر نقابی.

و این نفیری که از آن نالیدیم، آوای سیر نابودی عمدی “باورمندی”، “انسانیت،”قانون اهورایی” و “نور” بود که ناگهان دریافتیم و نعره زدیم و جامه بر تن دردیم و سرا پا از عشق “او” روئینه تن شدیم و جنگیدیم. و تا ابد با هر آنچه اهریمنی است، ای باورمندان: باشد و باید که بجنگید.

فائقه آتشین، شاه ماهی موسیقی پاپ نه تنها ایران که دنیا، در هالویود بول درخشید و سپس “شاهد” را خواند، سیاوش قمیشی به او ملحق شد و شد “چهل سال” ، و شد “تور رفاقت” و نه دوستی. که دوستی به اندازه رفاقت از سر شرافت و عاشقی نیست.

و دنیا درخشید از مسئولیتی که باورمندانش بی درنگ بر دوش گرفتند و فریاد زدند و جنگیدند. از روسیه تا آلمان و سوئد و آمریکا و چین و کره، از آفریقا تا آسیا و اقیانوسیه و خاور دور و خاورمیانه، رفیق شدند. و گرچه جنگ هایی آغاز شد اما جنگ های اهریمنی پایان یافت. فلسطین “آزاد” آزاد ماند، سوریه “آزاد” شد، “زنانگی” متولد شد، مردانگی “شرافت مندانه” شد، همانطور که مهاجرت و اشتغال به هر حرفه ایی از آن اطاعت کرد.

سلین دیون که پس از فوت همسرش، رقبتی به ادامه حرفه اش نداشت، با انتشار آلبوم “شجاعت” تور دور دنیایی با همین اسم را برای سال2019 که در سال نیز ادامه خواهد داشت را آغاز کرد و به روی صحنه برگشت. شانیا تواین باورمند به مراقبه رفت سامی های معنوی سوئد هم. و دراویش گنابادی راهی بهشت شدند.

و این حماسه انسانی تا ابد ادامه دارد…

دست هایم را خواهم کاشت
سبز خواهند شد
میدانم
میدانم
میدانم…

زنده یاد فروغ همیشه فرخزاد

از فعالیت های ما حمایت کنید:

برای حمایت مالی با کارت های اعتباری از گزینه های زیر استفاده کنید. در صورت تمایل به ارسال مستقیم حمایت مالی توسط سیستم بانکی، از لینک “از فعالیت های ما حمایت کنید!” در زیر استفاده نمایید.

بسته طلایی حمایت مالی از دارما و مارتیا
$100.00
X item(s)
بسته نقره ایی حمایت مالی از دارما و مارتیا
$50.00
X item(s)
بسته برنزی حمایت مالی از دارما و مارتیا
$20.00
X item(s)
🔥10
از فعالیت های ما حمایت کنید!
🔥10
 
به اشتراک بگذار:

نادیا ذابحی

Technologist & Human Rights Activist تکنولوژیست و فعال حقوق بشر